|
BЯOkeЙ HeДЯT |
|
ساعت ها پرواز می کنند همیشه اما دوستی من با تو هرگز نمی میرد..... |
باید اتفاقی بیفتد ...
حادثه ای شاید ...
تلنگری به حباب
یا مثل کشیدن آه توی تاریکی...
تا بشوم همان کسی که بودم ...
بدون غوغاهایی که در درونم پا گرفته ... !!!
+ نوشته شده در جمعه 1387/05/25ساعت 9:0 PM توسط ღ♥ЙįLoOofДЯ♥ღ |
+ نوشته شده در یکشنبه 1387/05/13ساعت 9:45 PM توسط ღ♥ЙįLoOofДЯ♥ღ |
H0pE y0UR dAy iS EvEryThiNg
!!yOu WaNt t0 Be
+ نوشته شده در شنبه 1387/05/05ساعت 9:44 PM توسط ღ♥ЙįLoOofДЯ♥ღ |
روح سر کش من ...
با خاطرات پوچ و مرده ...
شاد می شود ...
درد می کشد ...
... این جا اتاق مردگان است ...!!!
+ نوشته شده در سه شنبه 1387/04/18ساعت 8:40 PM توسط ღ♥ЙįLoOofДЯ♥ღ |
گه گاه نیاز دارم که از یاد نبرم
باید نفس بکشم گه گاه نیاز دارم تو از کنارم دور باشی گه گاه احساس می کنم چرا هرگز ندانستم که تو باید پیش از این ها می رفتی برو... و خاطره ها رو از یاد ببر و آن چه را که شاید اتفاق می افتاد سعی نکن مرا عوض بکنی مرا به من بازگردان و برو گه گاه احساس می کنم که باید تنهای تنها بمانم تا خودم را بیابم برو... و خاطره ها را از یاد ببر من به تو بیش از این محتاج نمی مانم و من به تو حتی یک روز دیگر هم نیاز ندارم من به نادیده گرفته شدن نیاز ندارم و من به کشتن ایام نیاز ندارم برو... و از من عذر خواهی نکن برو... و خاطره ها را از یاد ببر برو... و به آن چه شاید اتفاق می افتاد نیندیش برو... و مرا به من باز گردان برو...
+ نوشته شده در سه شنبه 1387/04/04ساعت 12:28 PM توسط ღ♥ЙįLoOofДЯ♥ღ |
چشام بستس... جهانم... شکله خوابه عذابه... اضطرابه... اضطرابه... روبه روم... دیواری از مه ... دیواری از سنگ... رو به روم... دیوار از مه ... دیواری از سنگ... بگو بیهوده نیست بگو بیهوده نیست... فاصله ی آب و سراب بگو... سپیدی کاغذ بیهوده نیست بگو از کوچ پراکنده... فقط کابوس و تنهایی بگو خواب بود و هر چی که دیدم... افسانه بود هر چی شنیدم نگاه کن شوق دل زدن به دریا... برام شد مرگ تدریجی رویا مرگ تدریجی رویا
+ نوشته شده در چهارشنبه 1387/03/15ساعت 11:1 PM توسط ღ♥ЙįLoOofДЯ♥ღ |
تو زندگی یه لحظه هایی هست که دلت واسه یکی تنگ می شه
اونقدر که دلت می خواد اونارو از رویاهات بگیری و واقعا بغلشون کنی
وقتی که در شادی بسته می شه یه در دیگه باز می شه ولی
اغلب اوقات ما این قدر به در بسته نگاه می کنیم که اون دری رو که واسمون باز شده نمی بینیم
دنبال ظواهر نرو ... اونا می تونند گولت بزنند
دنبال ثروت نرو ... چون به راحتی از دست می ره
دنبال کسی برو ... که خنده رو ، رو لبت می شونه
چون فقط یه لبخند می تونه کاری کنه که... یه شب تاریک روشن به نظر برسه
اونی رو پیدا کن که باعث می شه قلبت لبخند بزنه
خوابی رو ببین که آرزوشو داری
اون جایی برو که دلت می خواد بری
اونی باش که دلت می خواد باشی
چون تو فقط یه بار زندگی می کنی
و فقط یه فرصت واسه انجام تمام کارهایی که دلت می خواد انجام بدی داری
بذار
اونقدر شادی داشته باشی ... که زندگیتو شیرین کنه
اونقدر تجربه ... که قویت کنه
اونقدر غم ... که انسان نگهت داره
و
اونقدر امید ... که شادت کنه
شادترین مردم لزوما بهترین چیزا رو ندارن اونا فقط از چیزایی که سر راهشون می یاد بهترین استفاده رو می کنن
روشن ترین آینده ها همیشه بر پایه ی یه گذشته ی فراموش شده بنا می شه
تو نمی تونی تو زندگی پیشرفت کنی..... مگه اینکه اجازه بدی خطا ها و رنج های روحی گذشتت
از ذهنت بره
وقتی به دنیا اومدی گریه می کردی و هر کسی که اطرافت بود می خندید
یه جوری زندگی کن که آخرش تو کسی باشی که می خندی و هر کسی که اطرافته گریه کنه.
+ نوشته شده در دوشنبه 1387/03/13ساعت 2:33 PM توسط ღ♥ЙįLoOofДЯ♥ღ |